http://forum.niksalehi.com/archive/index.php/t-218-p-37.html

لیلای من

می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را
می جویمت چنانکه لب تشنه آب را

محو توأم چنانکه ستاره به چشم صبح
يا شبنم سپيده دمان آفتاب را

بي تابم آنچنانكه درختان براي باد
يا كودكان خفته به گهواره تاب را

بايسته اي چنانكه تپيدن براي دل
يا آنچنانكه بال پريدن عقاب را

حتي اگر نباشي مي آفرينمت
چونانكه التهاب بيابان سراب را

اي خواهشي كه خواستني تر ز پاسخي
با چون تو پرسشي چه نيازي جواب را

علی نمازی شاهرودی

نمازی شاهرودی، علی

( ملیت: ایرانی  قرن:14)

على نمازى شاهرودى فرزند عالم ربانى و زاهد سبحانى حاج شیخ محمد نمازى شاهرودى از علماء مبرز و متقى و دانشمندان متتبع و نویسندگان متبحر حوزه علمیه مشهد مقدس بوده‏اند. در سال 1332 قمرى در شهرستان شاهرود متولد شده و در بیت علم و تقوا پرورش یافته و مقدمات و سطوح را در زادگاه خود نزد والدشان و سایر اساتید فراگرفته و آنگاه براى تكمیل مبانى فقه و اصول مهاجرت به مشهد مقدس نموده و و از محضر آیات عظام و فقهاء كرام آن سامان به ویژه مرحوم آیت‏اللَّه حاج میرزا مهدى غروى اصفهانى كه در معارف اهل‏بیت عصمت و طهارت نادره زمان واغلوطه اوان بوده و شاگردان مكتبش چون حاج شیخ مجتبى و حاج شیخ هاشم قزوینى و حاج شیخ كاظم دامغانى و میرزا جواد آقاى تهرانى و صدها نفر دیگر امثالهم از آیات بزرگ و دانشمندان بنام معاصر بودند استفاده فقه و معارف الهى نموده و به نجف اشرف مشرف و چندى هم در آنجا اقامت و از مبانى مدرسین و مجتهدین حوزه نجف مطلع و استفاده نموده و به مشهد مراجعت و به تألیف كتب مفیده و تدریس پرداخته و مهارتى عجیب در مناظره با پیروان ادیان دیگر و مذاهب باطله داشت و نیز در احتجاج و مباحثه با اهل سنت و جماعتى و در سفرهاى عدیده‏اش به حجاز و كشور سعودى مباحثاتى با حضرات داشته كه موجب استبصار عده‏اى از مردم پاكستان و هندوستان شده است. آن مرحوم در علوم غریبه و علم طلب قدیم و گیاه‏شناسى و ریاضى هم اطلاع عمیق داشته و با زبان فرانسه هم آشنائى داشته حدود سه دوره بحارالانوار را از اول تا آخر مطالعه و در اثر این مطالعات موفق به تألیف مستدرك البحار در ده مجلد شده كه پنج جلد آن در زمان حیات خودش به طبع رسیده و پنج مجلد آن پس از رحلتش فرزند یاد شده‏اش اقدام به طبع و نشر آن نموده و حافظ تمام قرآن و یا اكثر آن بوده زیرا از هر آیه كه مى‏پرسیدند فورا آدرس درس آن را مى‏داد و به گفته برخى از مرحوم آیت‏اللَّه مرعشى نجفى قدس‏اللَّه سره از ایشان پرسیده بودند فرموده بود كه آقاى نمازى مجلسى زمان ما بوده است. نگارنده این كتاب چون مدتى در مدرسه نواب مشهد با ایشان همسایه و مرواده داشتم ایشان را از جهاتى كم‏نظیر یافتم. تألیفات بسیارى دارد كه از دیدگان عزیزان مى‏گذرانم. 1- اثبات ولایت كه 6 مرتبه به چاپ رسیده. 2- ابواب رحمت 2 مرتبه چاپ شده. 3- تاریخ فلسفه و تصوف 2 مرتبه چاپ شده. 4- مقام قرآن و عترت 3 مرتبه چاپ شده. 5- اركان دین 2 مرتبه چاپ شده در خداشناسى و پیغمبر و امام‏شناسى و فروع دین و نماز و زكوه و روزه و حج و ولایت. و زیارت پیغمبر و ائمه هدى و شرح قیامت صغرى و رجعت و قیامت كبرى تدوین شده است. 6- الهدى الى صراط مستقیم. 7- دوره مستدرك سفینه‏البحار در ده جلد به طبع رسیده. 8- رساله تفویض 9- تاریخ مجالس روضه‏خوانى 10- زندگانى حبیب بن مظاهر 11- اصول دین 12- الاسلام الهادیه فى الاعتبار الكتب الاربعه 13- رساله نور الابصار 14- مناسك حج- مشتمل بر وجوب حج و مذمت تارك آن و خلقت كعبه و حجرالاسود و حرم و قضایاى آن. تألیفات طبع نشده علامه نمازى 1- روضات النظرات، دوره فقه استدلالى ده جلد. 2- مستدركات علم رجال، ده جلد. 3- مستطرفات المعالى در احوال راویان احادیث. 4- دوره معارف القرآن مشتمل بر چهل و سه جزو. 5- رساله‏اى در طب. 6- معرفه‏الاشیاء- گیاه‏ها- درختها حیوانات و جمادات. 7- مباحث اصول. متاسفانه این دانشمند متتبع و محدث متبحر و مؤلف مكثر در شب دوشنبه دوم ماه ذیحجه سال 1405 هجرى قمرى برابر 28 مرداد ماه 1364 شمسى از دنیا رفته و در جوار سلطان سریر ارتضا حضرت على بن موسى‏الرضا علیه الصلوه والسلام مدفون گردید عاش سعیدا و مات سعیدا حشره اللَّه مع الشهداء والسعداء آمین یااللَّه. محقق، عالم دینى. تولد: 1294 ق.، شاهرود. درگذشت: 28 مرداد 1364، (دوم ذیحجه سال 1405 ق.). آیت‏الله على نمازى شاهرودى، فرزند آیت‏الله محمد نمازى شاهرودى، مقدمات و سطوح عالى را در شاهرود نزد پدر و دیگر اساتید فراگرفت. سپس رهپسار مشهد شد . در آنجا مدارج عالیه فقه و اصول را یكى پس از دیگرى پشت سر گذاشت به گونه‏اى كه در بیست و دو سالگى شروع به تقریر فقه استدلالى نمود. مدتى نیز به حوزه‏ى نجف اشرف رفت و در آنجا به تحصیل فقه و مبانى اصول پرداخت. سپس به ایران بازگشت و در مشهد مقیم شد. ایشان همچنین به علم ریاضى و تاریخ و نیز خطاطى آشنایى داشت و به ویژه كتاب‏هایش را به خط خودش مى‏نوشت. آیت‏الله نمازى به زبان عربى مسلط بود و با زبان فرانسوى هم آشنایى داشت. وى طب سنتى و گیاه‏شناسى و علوم غریبه را خوب مى‏دانست، ضمنا به روش‏هاى مباحثه و مناظره نیز مسلط بود. فعالیت عمده و اساسى ایشان پیرامون احادیث و رجال حدیث بحارالانوار اختصاص داشت. آثار ایشان عبارتند از: مستدرك سفینه البحار (در ده جلد)؛ الاحتجاج بالتاج على اصحاب اللجاج (الهادى)؛ الاعلام الهادیه فى اعتبار الكتب الاربعه؛ ابواب رحمت (جلد اول، مشهد، 1337، ق.، قم، 1362)؛ تاریخ فلسلفه و تصوف (یا مناظره دكتر با سیاح پیاده، جلد اول، 1377 ق.)؛ مناسك حج؛ رساله تفویض؛ رساله علم غیب (ع)؛ اصول دین؛ رساله نورالانوار؛ اركان دین؛ زندگانى حبیب بن مظاهر اسدى؛ تاریخچه‏ى مجالس روضه‏خوانى و عزادارى سید مظلومان (ع) قرآن و عترت در اسلام. آثار علمى خطى چاپ نشده وى به این شرح هستند: مستطرفات المعالى؛ مستدركات علم رجال (پانزده جلد)؛ روضات النظرات؛ مجموعه نفیسه در طب؛ معرفة الاشیاء (گیاه‏شناسى)؛ مطرف الهیه؛ حواشى بر بعضى كتب مانند: حاشیه بر تفسیر برهان، حاشیه بر رجال ممقانى، حاشیه بر رجال آیت‏الله خویى؛ حاشیه بر رجال شیخ طوسى و تصحیح آن، حاشیه بر كتاب جواهر در فقه تألیف محمدحسن نجفى، حاشیه بر كتاب وقایع المشهور، حاشیه بر كتاب بحارالانوار آیت‏الله غرورى، حاشیه بر رساله‏ى شریف رجبیه محدث بیرجندى و حواشى دیگر. (تو ح 1332 ق)، عالم دینى، فقیه، محدث و متكلم. در شاهرود به دنیا آمد. پس از فراگیرى مقدمات و استفاده از محضر پدرش، به مشهد مهاجرت نمود و سطوح را نزد مدرسین بزرگ حوزه‏ى مشهد به پایان رسانید. آنگاه از بحثهاى معارف و اخلاق آیت‏اللَّه آقا میرزا مهدى غروى اصفهانى بهره‏مند گشت. او علاوه بر امامت جماعت یكى از مساجد مشهد به كار تألیف و تصنیف كتب دینى و تحقیقات در این زمینه اشتغال داشت و تألیفات بسیارى از خود باقى گذاشت. از آثارش: «مستدرك سفینةالبحار»؛ «ابواب رحمت»؛ «تاریخ فلسفه و تصوف»؛ «اركان دین»؛ «مقام قرآن و عترت در اسلام»؛ فهرست «منتقى الجمان»؛ كتاب «اثبات ولایت»؛ تذییلات كتاب «مجموعة الاخبار»؛ «شرح زندگانى حبیب بن مظاهر»؛ «تاریخچه‏ى مجالس روضه‏خوانى»؛ «مناسك حج و وجوب و فضیلت آن»؛ «نورالانوار»، به فارسى و عربى؛ رساله‏اى در «علم غیب امام (ع)».[1] على ابن العالم الكامل و العابد الزاهد آیت‏اللَّه حاج شیخ محمد معروف به (نمازى) شاهرودى از علماء و ائمه جماعت معاصر مشهد مقدسند. وى در حدود سال 1332 قمرى متولد شده و در بیت علم و ورع و تحت تربیت پدر دانشمند و زاهدش پرورش یافته و پس از خواندن مقدمات و قسمتى از سطوح را از مدرسین بزرگ حوزه مشهدبه پایان رسانیده سپس از محضر مرحوم عالم ربانى و آیت‏اللَّه سبحانى مربى نفوس و مهذب اخلاق آیت‏اللَّه الملك العلام آقا میرزا مهدى غروى اصفهانى سالهاى متمادى استفاده نموده و با هم از محضر آیات دیگر مشهد بهره‏مند گردیده و در مسجدى از مساجد بالا خیابان به اقامه جماعت و تبلیغ احكام تا حال تحریر اشتغال دارند نگارنده گوید از سال 1364 ق كه در مشهد اقامت داشتم و در مدرسه نواب از محضر مرحوم آیت‏اللَّه میرزا مهدى اصفهانى خارج مبحث حج را استفاده مینمودم با معظم‏له آشنا شده و بعد از درس مذاكره بحث را مى نمودیم وى را دانشمندى متقى و پارسا و مشغول به مطالعه و تألیف شناخته‏ام خداوند امثال ایشان را همواره موفق بدارد. تألیفات مطبوع ایشان از اینقرار است. 1- ابواب رحمت دو مرتبه به طبع رسیده 2- تاریخ فلسفه تصوف 3- متدرسك سفینه البحار ج 1 و 2 بطبع رسیده 4- كتاب اركان دین در آن شرح اصول دین (خداشناسى و فروع دین نماز و زكوه و روزه و حج و ولایت و زیارت پیغمبر و ائمه هدى و شرح قیامت صغرى (رجعت) و قیامت كبرى) 5- مقام قرآن و عترت در اسلام 6- فهرست منتقى‏الجمان 7- تذییلات كتاب مجموعه الاخیار 8- شرح زندگانى حبیب ابن مظاهر 9- تاریخچه مجالس روضه‏خوانى 10- مناسك حج و وجوب و فضیلت آن 11- كتاب اثبات ولایت 13 -12- نورالانوار فارسى و عربى 14- رساله‏اى در علم غیب امام (ع) تألیفات مخلوط ایشان 1- تتمه مستدرك سفینه‏البحار ده جلد 11- مستدركات علم رجال شیخ 5 جلد 16- كتاب اصول دین 17- كتاب مستطرفات المعالى در احوال رجال و راویان اخبار 18- روضات النضرات در فقه استدلالى ده مجلد 19- معارف الهیه 20- مجموعه نفیسه در طب 21- معرفه الاشیاء و غیره
برگرفته از کتاب: گنجینه دانشمندان (جلد نهم)

منابع زندگینامه: [1] گنجینه‏ى دانشمندان (184 -183/ 7 ،374/ 5)، مؤلفین كتب چاپى (437/ 4).
فعالیتها:

گفتم این عید به دیدار خودم هم بروم

سایه سنگ بر آینه خورشید چرا؟
خودمانیم، بگو این همه تردید چرا؟

نیست چون چشم مرا تاب دمى خیره شدن
طعن و تردید به سرچشمه خورشید چرا؟

طنز تلخى است به خود تهمت هستى بستن
آن که خندید چرا، آن که نخندید چرا؟

طالع تیره ام از روز ازل روشن بود
فال کولى به کفم خط خطا دید چرا؟

من که دریا دریا غرق کف دستم بود
حالیا حسرت یک قطره که خشکید چرا؟

گفتم این عید به دیدار خودم هم بروم
دلم از دیدن این آینه ترسید چرا؟

آمدم یک دم مهمان دل خود باشم
ناگهان سوگ شد این سور شب عید چرا؟

قیصر امین پور

زمزمه مبهم آب

همه میپرسند
چیست در زمزمه مبهم آب
چیست در همهمه دلکش برگ
چیست در بازی آن ابر سپید
روی این آبی آرام بلند
که ترا می برد اینگونه به ژرفای خیال
چیست در خلوت خاموش کبوترها
چیست در کوشش بی حاصل موج
چیست در خنده جام
که تو چندین ساعت
مات و مبهوت به آن می نگری
نه به ابر
نه به آب
نه به برگ
نه به این آبی آرام بلند
نه به این خلوت خاموش کبوترها
نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام
من به این جمله نمی اندیشم
من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پاک شقایق را در سینه کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
بغض پاینده هستی را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را میشنوم
می بینم
من به این جمله نمی اندیشم
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت
همه جا
من به هر حال که باشم به تو میاندیشم
تو بدان این را تنها تو بدان
تو بیا
تو بمان با من تنها تو بمان
جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب
من فدای تو به جای همه گلها تو بخند
اینک این من که به پای تو درافتاده ام باز
ریسمانی کن از آن موی دراز
تو بگیر
تو ببند
تو بخواه
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان
در دل ساغر هستی تو بجوش
من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است
آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش

فریدون مشیری

غيبت وحضور

کی،رفته ای زدل که تمنا کنم تورا

کی،بوده ای نهفته که پیدا کنم تورا

غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور

پنهان نگشته ای که هویدا کنم تورا

باصدهزارجلوه برون آمدی که من

باصدهزاردیده تماشا کنم تورا ...